آلبوم: جنگل
خواننده: داریوش
تعداد آهنگها: ۱۰
مدت زمان آلبوم: ۵۰:۳۴
سال انتشار:؟؟؟؟؟؟
۱. پنجره (علی کنکوری)
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:یایک بیات
تنظیم:بابک بیات
مدت زمان:۵:۰۵
با چشمهاي بيفروغ ميون راست و دروغ
خودم رو گم ميكنم توي اين شهر شلوغ
پچ پچ آدمكها بس كه تو هم ميدوه
ديگه فرياد من رو سايهام هم نميشنوه
صداي زنجير تو گوشم ميخونه
تو داري از قافله دور ميموني
سرت رو خم كن كه درها وا ميشن
تا بگي نه پشت كنكور ميموني
من ميخوام مثل همه ساده زندگي كنم
چادر موندنم رو هرجا خواستم بزنم
توي اين دريا نميخوام نهنگ كوري باشم
پشت اين درهاي قفل علي كنكوري باشم
صداي زنجير تو گوشم ميخونه
تو داري از قافله دور ميموني
سرت رو خم كن كه درها وا ميشن
تا بگي نه پشت كنكور ميموني
من ميخوام مثل همه ساده زندگي كنم
چادر موندنم رو هرجا خواستم بزنم
توي اين دريا نميخوام نهنگ كوري باشم
پشت اين درهاي قفل علي كنكوري باشم
صداي زنجير تو گوشم ميخونه
تو داري از قافله دور ميموني
سرت رو خم كن كه درها وا ميشن
تا بگي نه پشت كنكور ميموني
صداي زنجير تو گوشم ميخونه
تو داري از قافله دور ميموني
سرت رو خم كن كه درها وا ميشن
تا بگي نه پشت كنكور ميموني
۲. جنگل
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک افشار
تنظیم:بابک افشار
مدت زمان:۳:۴۳
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخههاش داره
روحم رو از من ميگيــره
تا يه لحظه ميمونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي ميميـــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخهها اسير
غروبش رو من ميبينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن ميبينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن ميبينم
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه
۳. زندونی
خواننده: داریوش
ترانه سرا:علی شیرازی
آهنگساز:انوشیروان روحانی
تنظیم:انوشیروان روحانی
مدت زمان:۴:۱۸
وقتيكه دل تنگه فايدهاش چيه آزادي
زندگي زندونه وقتي نباشه شادي
آدم كه غمگينه دنيا براش زندونه
مابين صد مليون باز هم تنها ميمونه
دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره
پرنده كه بالش ميسوزه
دل غم به حالش ميسوزه
آخه مرگه واسهاش رهايي
پرنده كه بالش ميسوزه
آدمي كه شادي نداره
به خدا آزادي نداره
ميكنه زندگيش رو زندون
آدمي كه شادي نداره
دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره
پرنده كه بالش ميسوزه
دل غم به حالش ميسوزه
آخه مرگه واسهاش رهايي
پرنده كه بالش ميسوزه
آدمي كه ميشه شماره
روي يه عكس بيقواره
ديگه آخه كجا ميتونه
سري بين سرها در آره
دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره
هواي قفس كشنده
بيرون پر از درنده
كجـــــا بره پرنده
دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره
۴. وطن
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:خوزه فيلسيانو (آهنگ Gipsy Kings)
تنظیم:واروژان
مدت زمان:۴:۰۷
وطن پرنده پـَــر در خون
وطن شكفته گـل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خــون
وطن تـــرانه زنــداني
وطن قصيده ويــراني
ستارهها اعداميان ظلمت
به خاك اگرچه ميريزند
سحر دوباره بر ميخيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيــله قرباني
حرف آخــر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبـــار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـــــرداي ما
روز بزرگ ميـــعاد
بگو كه دوباره ميخوانم
با تمــامي يارانم
گل سرود شكستن را
بگو، بگو كه به خون ميسرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخــر رستن را
بگو به ايران، بگو به ايران
۵. مرگ شب
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:پرویز مقصدی
تنظیم:واروژان
مدت زمان:۴:۳۱
براي من كه در بندم چه اندوه آوري اي تن
فراز وحشتِ داري فرود خنجري اي تن
غم آزادگي دارم به تن دلبستگي تا كي
به من بخشيده دلسنگي شكستنهاي پي در پي
در اين غوغاي مردمكش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن
چرا تن زنده و عاشق كنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ آزادي گرفتار قفس بودن
قفس بشكن كه بيزارم از آب و دانه در زندان
خوشا پرواز ما حتي به باغ خشك بيباران
در اين غوغاي مردمكش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن
در آوار شب و دشنه چكد از قلب من خوناب
كه ميبينم من عاشق چه ماري خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پي آزادي انسان
نميترسم من از بخشش كه اينك سر كه اينك جان
در اين غوغاي مردمكش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب ماندن
ولي از مرگ شب گفتن
اگر پيرم اگر بُرنا اگر بُرناي دل پيرم
به راه خيل جان بركف كه ميميرند ميميرم
اگر سرخورده از خويشم من مغرور دشمن شاد
براي فتح شهر خون تو را كم دارم اي فرياد
در اين غوغاي مردمكش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن
در اين غوغاي مردم كش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن
۶. صدایم کن
خواننده : داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:عباس خوشدل
تنظیم:عباس خوشدل
مدت زمان:۹:۲۹
صدايم كن اي صداي تو شيشه شب را سنگ ويراني
صدايم كن اي صداي تو پرده شب را چنگ ويراني
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن
صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن
بخوان آواز هميشه سبز رها شدن از شب بسته
كه تا شكوفد گلهاي سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن
در اين فصل گلگون در اين باغ پَرپَر
براي شكفتن رهايم كن
ببين شبِ خون به باغ گلگون چگونه دشنه ميبارد
بخوان و بخوانيم سرود شكفتن كه شام خون سحر دارد
سحر دارد، سحر دارد
صدايم كن اي صداي تو بانگ بيداري در ديار ما
صدايم كن اي صداي تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن
صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن، رهايم كن
۷. سرگردون
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:آرمیک
تنظیم:آرمیک
مدت زمان:۵:۴۷
از عذاب جاده خسته نرسيده و رسيده
آهي از سر رسيدن نكشيده و كشيده
غم سرگردونيهام رو با تو عاشقانه گفتم
اسمي كه اسم شبم بود با تو صادقانه گفتم
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق ميدونستم
تو تموم طول جاده كه افق برابرم بود
شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود
من دل شيشهاي هرجا هر شكستن كه شكستم
زير كوهبار غصه هر نشستن كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد كه نهيفم و پياده
تو رو فرياد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق ميدونستم
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق ميدونستم
نيزه نمباد شرجي وسط دشت تابستون
تازيانههاي رگبار توي چله زمستون
نتونستن، نتونستن كينه من رو بگيرن
از من خسته خسته شوق رفتن رو بگيرن
حالا كه رسيدم اينجا پر قصه برا گفتن
پر نياز تو براي آه كشيدن و شنفتن
تو رو با خودم غريبه از غمم جدا ميبينم
خودم رو پر از ترانه تو رو بيصدا ميبينم
كي صدات رو داد به مهتاب، مهتاب رو كي برد از اينجا
اسمت رو كي داد به خورشيد، خورشيد رو كي برد تو ابرها
با من رهيده از خود يك ترانه همصدا شو
با من از زنجير اين شب همصدا شو و رها شو
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق ميدونستم
۸. مصلوب
خواننده: داریوش
ترانه سرا:اردلان سرفراز
آهنگساز:صادق نجوکی
تنظیم:صادق نجوکی
مدت زمان:۴:۳۴
به صليب صدا مصلوبم اي دوست
تو گمان مبري مغلوبم اي دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم حالا ميرم بي كفن
وقتي گفتن يه گناه بود مثل ديدن يا شنيدن
معني آواز هم اين بود ته بنبست داد كشيدن
وقتي حتي توي خلوت فكر آزادي قفس بود
گفتنيها رو ميگفتيم اگه فرصت يه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روي صليب ويرون شدم من
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بي كفن
تو شبهاي سكوت فرياد من بود
ته جنگل خواب بيــــداري رود
از غروب هراس تا صبح موعـود
تيغ خشم خليل بر قلب نمـرود
در عذاب تشنگي گم حسرت من بوي گندم
بر دلم داغ شقايق از عذاب تلخ مردم
از كسي كه مثل بختك تو شبهام انداخته سايه
يه سوال ساده كردم نفرت من شد گلايه
۹. پسرم
خواننده : داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک بیات
تنظیم:بابک بیات
مدت زمان:۴:۰۱
خونه خالي خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونهام رو روشن ميكني
پسرم وقتي بياي با خندههات
به دلم رنگ جووني ميزني
پسر، پسر زندگيم رو پُر ميكنه
پسر، پسر قند عسل ميشي برام
عصاي دستم ميشي تا بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نميخوام
خونه خالي خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونهام رو روشن ميكني
پسرم وقتي بياي با خندههات
به دلم رنگ جووني ميزني
پسر، پسر زندگيم رو پُر ميكنه
پسر، پسر قند عسل ميشي برام
عصاي دستم ميشي تا بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نميخوام
۱۰. خونه
خواننده : داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک بیات
تنظیم:محمد اوشال
مدت زمان:۴:۵۹
خونه اين خونه ويرون واسه من هزار تا خاطره داره
خونه اين خونه تاريك چه روزايي رو به يادم مياره
اون روزها يادم نميره ديوار خونه پر از پنجره بود
تا افق همسايه ما دريا بود ستاره بود منظره بود
خونه، خونه جاي بازي براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري پر سايه واسه خواب بود
پدرم ميگفت قديما كينههامون رو دور انداخته بوديم
توي برف و باد و بارون خونه رو با قلبهامون ساخته بوديم
خونه عشق مادرم بود كه تو باغچهاش گل اطلسي ميكاشت
خونه روح پدرم بود چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت
خونه، خونه جاي بازي براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري پر سايه واسه خواب بود
سيل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پلها رو شكست و برد
زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سيل
خونه رو ويرونه كرد
پدر پيـــرم رو كشت
مادر رو ديـــوونه كرد
حالا من موندم و اين ويرونهها پر خشم و كينه ديونهها
من زخمي من خسته من پاك مينويسم آخرين حرف رو رو خاك
كي مياد دست توي دستم بذاره تا بسازيم خونهمون رو دوباره
كي مياد دست توي دستم بذاره تا بسازيم خونهمون رو دوباره
كي مياد دست توي دستم بذاره
